فکر می کنم گاهی وزش باد تند به خاطر چیزی فراتر از تکان دادن درختهاست . وزش باد تند خبر می دهد که یک نفر در یک جا پنجره ی اتاقش را باز کرده است . پنجره ی اتاقش خیلی بزرگ است و شاید در آن  ناحیه مردم خیلی زیاد منتظر می مانند و می توان تصور کرد که در انتظار باد تندی هستند . اما خود باد تند مهم نیست . مردی که پنجره ی بزرگ را تا آخر باز نگه داشته مرده است . بو گرفته است . بوی تنهایی و اندوه و بوهای مختلف دیگری می دهد . باید سالها آنجا منتظر نشسته باشد و تنهایی خودش را  پر از رویاها و تصویرهای خوشایند کرده باشد . باد تند می وزد تا از پنجره بگذرد و بوها را با خود ببرد . در اصل گمان می کنم باد تند قبرستان تنهاییهای مردانی است که هیچ وقت هیچ وقت و هیچ وقت کسی را دوست نداشته اند .