پیامبری در شعر // شعری کوتاه از نظام الدین مقدسی
بیا در شعرم بخواب
مثلا می خواهم قربانیت کنم
شاید خدا
یک قوچ از آسمان بفرستد
آنوقت حد اقل توی شعر
می شود ادعای پیامبری کنم
جالا با این قوچ/توی شعرم /
چه کار کنم؟
بیا/چاقو و این قوچ مال تو
تو با عشوه هایت /هزار بار مرا کشته ای/
این هم رویش
**********
پیامبری که معشوقه اش
زنی خونریز است
باید هر چه زودتر/فرار کند به معراج
چه چیزها که توی شعر جا میشود
از من نپرسید کی هستم و از من نخواهید همان کس باقی بمانم ( میشل فوکو )