بیا در شعرم بخواب

مثلا می خواهم قربانیت کنم

شاید خدا

یک قوچ از آسمان بفرستد

آنوقت حد اقل توی شعر

می شود ادعای پیامبری کنم

جالا با این قوچ/توی شعرم /  

چه کار کنم؟

بیا/چاقو و این قوچ مال تو

تو با عشوه هایت /هزار بار مرا کشته ای/  

این هم رویش

********** 

پیامبری که معشوقه اش

زنی خونریز است

باید هر چه زودتر/فرار کند به معراج

چه چیزها که توی شعر جا میشود