من عشق را دیدم / شعری کوتاه از نظام الدین مقدسی
عشق کوچک است
من عشق را دیده ام
در بوی عطر زنانه ای
خلاصه می شد
عشق کوچک است
من عشق را چشیده ام
در نگاهی خیره و کوتاه
نگاهی که جنگلها را
انبوهتر نشان می داد
عشق کوچک است
من آشیانه های عشق را بلدم
دیروز عصر
در میان علفزار بیرون شهر
خوابیده بود
و ازکف کفشهایش
رطوبت زمین بخار می شد
+ نوشته شده در شنبه دوم فروردین ۱۳۹۹ ساعت 19:44 توسط نظام الدین مقدسی
|
از من نپرسید کی هستم و از من نخواهید همان کس باقی بمانم ( میشل فوکو )