مردی که برای پرندگان

دانه می ریزد

به اندازه ی تمام ارزنها

خاطره دارد

حرف دارد

هیچکس نمی داند

کدام حرفش را باید ترجمه کرد

اما من

یکی از حرفهایش را

درباره ی بال پرندگان

می دانم

خلاصه اینکه

مردی که برای پرندگان

دانه می ریزد

به چیزی مثل پرواز فکر می کرده است

در روزگاری که نمی دانیم

به چیزی مبتلا بوده است

مثل عشق

و هیچوقت نمی تواند بگوید

بالهایش را

بال پرواز یا عشق

چیده اند

فقط می تواند برای پرندگان دانه بریزد

او یک مرد ایرانی است

نمی شود تمام حرفهایش را

ترجمه کرد .